خلاصه داستان: داستان سریال ساخت ایران 3 - قسمت 11
قاتل هاکان یک پلیس فاسد است. او می خواهد غلام و مرتضی را هم به قتل برساند که دیگر کسی نتواند او را شناسایی کند. از آن طرف سیاوش به دنبال راهی است تا بتواند اطلاعاتی را که در دفترچه ی ستوده نوشته شده، به دست بیاورد.
خلاصه داستان: داستان سریال ساخت ایران 3 - قسمت 10
فردی ناشناس، هاکان را به قتل رسانده است. غلام و مرتضی در صحنه قتل دیده شده اند. آن ها که توسط پلیس تعقیب می شوند، جایی برای رفتن ندارند و در استانبول آواره شده اند.
خلاصه داستان: داستان سریال ساخت ایران 3 - قسمت 9
غلام و مرتضی لباس هایی را که مواد مخدر در آن ها پنهان شده بود، به هاکان تحویل داده اند، اما افراد هاکان مواد مخدری در آن ها پیدا نمی کنند. هاکان دستور می دهد غلام و مرتضی را بیاورند و بپرسند که با مواد مخدر چه کرده اند. این در حالی است که غلام و مرتضی نمی دانسته اند دارند مواد حمل می کنند و لباس ها را انداخته بودند توی آب و مواد مخدری دیگر وجود ندارد که آن ها از آن با خبر باشند.
خلاصه داستان: در این میان او به چاندا(سوناکشی سینها) برادرزاده پارما رئیس یکی از باندها دل می بازد در حالی که خود برای شیو راج(سونو سود) رئیس باند رقیب کار می کند. در نبرد نهایی او موفق می شود این دو گروه را متلاشی کند و با چاندا ازدواج کند.
خلاصه داستان: داستان سریال ساخت ایران 3 - قسمت 8
سیاوش به ترکیه رفته تا سر از کار ستوده در بیاورد. غلام و مرتضی هم به دنبال سیاوش می روند تا پول مردم را از او پس بگیرند و خودشان را از مخمصه نجات بدهند. غلام و مرتضی بدون اینکه بدانند، قرار است مواد مخدری را که در لباس ها پنهان شده، از مرز رد کنند و به استانبول برسانند. اما این کار برای آن ها دردسرهای زیادی را به دنبال دارد.